بعد از پایان جنگ فرصتی پیدا شد و گشایشی نسبی برای امور فرهنگی. یادم می آید زمانی که دانشجوی کارشناسی بودم حدود سالهای اول دهه ۷۰ به همت بچه های تورک زبان دانشگاه تهران در ساختمان دانشکده پزشکی یکسری کلاسهای آموزش زبان تورکی برگزار شد که حدود ۱۰۰ نفر از دانشجویان دانشگاههای مختلف که زمینه ای داشتند و علاقه ای در این کلاسها شرکت میکردند این کلاسها در روزهای پنجشنبه برگزار میشد و اساتید بنامی چون پروفسور دکتور جواد هیئت و پروفسور دکتر حسین صدیق(دوزگون) به عنوان اساتید این کلاسهای آموزشی بودند که بی هیچ چشمداشتی در این جلسات حاضر میشدند و این کلاسها را به بهترین وجهی اداره میکردند عموما در این کلاسها استاد متنی ادبی را مورد مداقه قرار میداد و در نهایت آنهایی که طبع شعری و ذوقی داشتند آخرین سروده های خود را برای جمع میخواندند و مورد تشویق حضار قرار میگرفتند. همین روند بطور نسبی در هر دانشگاهی که دانشجویان تورک حضورداشتند و امکانش نیز بود برقرار بود محافل ادبی رونق نسبی گرفته بود «وارلیق»، «یول»، ضمیمه روزنامه اطلاعات «سهند» و … منتشر میشد و گرمابخش محافل بچه های تورک زبان بود. نسل جوان بعد از انقلاب به دنبال هویت خود به این محافل می آمدند و کم کم با گذشته و تاریخ مشعشع خود آشنا میشدند برای این نسل تحدید و تهدید و تضییق باعث ایجاد عطش بیشتر میشد و با جرقه ای در این محافل، بصورت اتوماتیک دنبال هویت خود میرفتند و هر چه جلوتر میرفتند بدلیل غنای ادبیات و موسیقی و هنر جهان تورک، رغبت و اشتیاقشان بیشتر میشد. در این راه همانگونه که پیشتر گفته آمد محدودیتها بیشتر مشوق بود برای آن نسل عاشق. بحثها از این مجالس و محافل به خانه ها میرفت و در خانه ها بین اعضای خانواده علی الخصوص جوانان هر روز و هر لحظه داغتر و عمیقتر پیگیری میشد.

هرچه جلوتر آمدیم آگاهیها بیشتر و عمیقتر شد از سال ۷۶ به بعد با روی کار آمدن دولت به اصطلاح

اصلاحات در ایران و گشایش نسبی در برقرای اجتماعات، دیگر جوانان از جای جای آذربایجان و ایران در سالروز تولد قهرمان ملی آذربایجان بابک، به کلیبر و قلعه بذ میرفتند در این «یورویوش» از شجاعت قهرمانان ملی صحبتها میشد از حقوق پایمال شده ملت آذربایجان سخنها میرفت شعر میخواندند، موسیقی اجرا میکردند،میرقصیدند و…، در سالروز شهادت سردار ملی ستارخان، بر مزار آن شهید راه آزادی و عدالت در حرم حضرت عبدالعظیم حسنی و باغ طوطی حاضر میشدند و از این غم بزرگ و تمثیلی که آن سردار دلیر، آزادی را با خود به تهران آورد و هرگز به وطن خود مراجعت نکرد با هم صحبت میکردند، در ۲۱ آذر در امامیه تبریز جمع میشدند و به یاد بزرگمردان آرمیده در آن وادی چون فریدون ابراهیمی بدنبال هویت و موجودیت پایمال شده خود بودند………

اویانیش و آگاهی دیگر در همه خانه ها رسوخ کرده بود دیگر بند جهل از پای جوانان آذربایجان باز شده بود دیگر همه بابک را میشناختند دیگر همه با سید جعفر پیشه وری و ستارخان و باقرخان و شیخ محمد و ثقه الاسلام و کلنل محمد تقی خان پسیان و … آشنا بودند

حاکمیت تمامیت خواه از این اویانیش هراسید، ترسید و خوف برش داشت یورویوش به قلعه بابک را با ترفند برگزاری اردوی بسیج و اعلام و اعمال منظقه نظامی بر قلعه بابک در ایام سالروز تولد بابک در تیرماه قدغن کرد جوانان شرکت کننده را به اسارت گرفت و به زنجیر کشید در تهران در سالروز شهادت سردار بزرگ راه آزادی ستارخان، بر مزار آن شهید سرافراز مراسم حکومتی گذاشت و حضار مراسم غیر حکومتی و غیور مردان حرکت ملی را به غل و زنجیر کشید گرفت و بست و شکنجه کرد و هزینه های اینگونه تجمعات را به قدری بالا برد که دیگر کسی یارای برگزاری هیچ تجمع غیر حکومتی را نداشته باشد. نشریات دانشجویی را تعطیل کرد تجمعات دانشگاهها را مجوز نداد. آن اقدام موهن در روزنامه دولتی ایران، به مثابه جرقه ای در انبار باروت آذربایجان را شعله ور کرد و انقلاب خرداد ۸۵ را در آذربایجان موجب شد…..

بعد از آن حوادث ، حاکمیت دیگر به عوامل اطلاعاتی ، نظامی و شبه نظامی خود اکیداً دستور داد که اجازه تشکیل هیچ محفل سیاسی، ادبی یا موسیقی و …. را ندهند با حرکتهای هویت طلبانه با شدت و حدت هرچه تمامتر برخورد کنند. این رویه ادامه داشت تا به سال ۸۸ رسیدیم اکنون حرکت ملی در اوج آگاهی و هویت طلبی قرار گرفته است جوانان دیگر هویت اصیل خود را بازشناخته اند تلاشهای اساتید ، انجمنها ،سایتهای اینترنتی و گروههای مختلف هویت طلب و آزادیخواه در جای جای ایران و کره خاکی به ثمر نشسته است همگان منتظر یک گشایش نسبی از طرف حاکمیت تمامیت خواه هستند تا خواستهای به حق خود را فریاد زنند و به گوش جهانیان برسانند.

در سال جاری(۱۳۸۸) در خلسه و رخوت حاصل از انتخابات ریاست جمهوری، تیم تراکتورسازی به لیگ برتر ایران راه پیدا کرد( اینجانب اعتقاد دارم که حاکمیت اگر دچار رخوت در ایام انتخابات نمیشد هرگز اجازه حضور این تیم را در لیگ برتر ایران نمیداد همانگونه که در فصل قبل علیرغم اول شدن تراکتورسازی در گروه خود این اجازه را نداد) و بدین ترتیب میدانی که قبلا در کشورهایی همچون اسپانیا(کاتالان و بارسلونا) در راستای هویت طلبی ملل بدون دولت آزمون شده است برای فعالان حرکت ملی گشوده شد.

با توجه به خفقان موجود، و هزینه بالای تجمعاتی که از طرف حاکمیت توتالیتر غیرقانونی شناخته میشود شاید هیچ پدیده ای نتواند به صورت قانونی امکان جمع شدن قریب به صد هزار نفر هوادار حرکت ملی را در یک محل، آنهم هر دو هفته یکبار فراهم آورد از این منظر میتوان به اهمیت و قدرت نفوذ این مسئله پی برد.

با این مقدمه، نکاتی چند را که به نظر اینجانب در روند حرکت رو به جلوی حرکت ملی آذربایجان میتواند مفید فایده باشد در خصوص باشگاه تراختور و نحوه حضور علاقه مندان و فعالان حرکت ملی آذربایجان در ورزشگاهها و مسئولیتهای فعالان حرکت ملی در این راستا یادآور میشوم و امیدوارم با نقد آن از طرف دوستانم به غنای آن افزوده شود:

۱- اکنون مسئله حضور تراکتورسازی در لیگ برتر یک مسئله ملی برای مردم آذربایجان و عموم تورکان ساکن ایران میباشد. در قرن ۲۱، دیگر فوتبال یک پدیده صرفاً ورزشی نیست فوتبال کارکردهای مختلفی دارد اقتصاد، تجارت، سیاست و اجتماع از این مقوله تاثیر میپذیرد.(به عنوان مثال میتوان به شکست آرژانتین در جنگ مالویناس در مقابل انگلیس و گل مارادونا که با دست به انگلیس در جام جهانی زده شد و باعث شکست انگلیس گردید اشاره کرد که التیام دهنده زخم آرژانتینیها بود. یا گل حمید استیلی به آمریکا در بازی ایران-آمریکا و استفاده های حکومت وقت ایران از این رویداد)

با توجه به همین کارکرد سیاسی – اجتماعی فوتبال تیم بارسلون هویت بخش مردم منطقه کاتالان در اسپانیا میباشد با توجه به اعطای حقوق اولیه در اروپا باز هم هویت کاتالان در اسپانیا با حضور بارسلون در لالیگای اسپانیا متبلور میشود.

۲- باید به این مهم توجه خاص داشته باشیم که امروز حضور فعالان حرکت ملی در ورزشگاههای ایران ادامه حضور در قلعه بابک، مزار ستارخان در باغ طوطی شهر ری و امامیه تبریز و …. می باشد و هرگز نباید با بود و نبود افراد و اشخاص مرتبط شود مسئله ما آقای شفق، کمالوند و یا فلان و بهمان بازیکن نیست که اگر یکی برود آن دیگری بیاید در کلیت قضیه تغییری بوجود آورد مسئله اصلی احیای حرکت ملی و احقاق حقوق معوق یک ملت است. حتی الامکان باید به سمتی برویم که از افراد به نفع حرکت ملی عبور کنیم شعارهای ما در ورزشگاهها باید شعارهای حرکت ملی باشد نه نام بردن از فلانی و تشویق بهمانی. از شعاری مانند «کریمی یادت باشه دایی سرورته» باید عبور کنیم و در عوض شعارهایی مانند «تورک دیلینده مدرسه» یا «آذربایجان یوردوموز-تراختور بوزقوردوموز» را احیاء کنیم باید قبل از شروع هر بازی مارش ملی را بصورت کر اجراء کنیم. بجای شعاری مانند «یئل یاتار توفان یاتار یاتماز تراختور بایراقی» به شعاری مانند « یئل یاتار توفان یاتار یاتماز آی اولدوز بایراقی » باید برسیم.

افراد، مدیران و مربیان و بازیکنان و حتی خود تراختور باید وسیله ای در راستای تبیین حقوق مردم تحت ستم آذربایجان باشد و لاغیر.

۳- علی الاصول حکومت به مدیران باشگاه فشار می آورد و این آقایان حتی اگر خود نیز بخواهند نمی توانند در مقابل فشارهای آنها دوام بیاورند فعالان حرکت ملی باید به هوش باشند و با طراحی شعارهای مناسب فشار را حتی المقدور از روی دوش آنها بردارند. به عنوان مثال ممکن است به مدیران فشار بیاورند تا با فروش بازیکنان تاثیرگذار زمینه های سقوط تیم را فراهم آورند(نصرتی را به النصر فروختند) باید با طراحی شعارهای مناسب و طرح آن در ورزشگاهها و سایتها و تلویزیون ملی (گوناز تی وی) با اعمال فشار متقابل آن را دمپ کرد. به عنوان یک مثال دیگر میتوان به حضور ۵۰ هزار نفری طرفداران حرکت ملی در بازی مقابل استقلال در تهران اشاره کرد بلافاصله وزارت اطلاعات و حفاظت اطلاعات ناجا در یک هماهنگی با سازمان صدا و سیمای حاکمیت در برنامه نود ترتیب یک مسابقه اس ام اسی را دادند و با دستور به شرکتهای سرویس دهنده اس ام اس خواستند چنین القا کنند که تراختور پرطرفدارترین تیم ایران نیست حضور ۱۵۰ هزار نفری هواداران حرکت ملی این حرکت موذیانه آنها را هم خنثی کرد. با مصاحبه ای که با علی دایی انجام دادند و با استفاده از غفلت آقای علی دایی خواستند آذربایجانی را در مقابل آذربایجانی قرار دهندو الی آخر….. باید به هوش بود و به خاطر غفلت دایی از دادن فحش به نامبرده جداً اهتراز کرد. همانگونه که گذشت ما به اسمها کار نداریم کار ما با حاکمیت تمامیتخواه است.

۴- با توجه به عدم پخش سرتاسری بازیهای تراختور و عدم پخش از طریق اینترنت، آقای احمد ابالی و برادران گرداننده گوناز تی وی، حتی المقدور باید زمینه پخش بازیهای تراختور را از این رسانه فراهم کنند یا آندسته از فعالان حرکت ملی در خارج که میتوانند استریم شبکه سهند را از طریق اینترنت بازپخش کنند به این عمل مبادرت ورزند. گوناز تی وی باید به صورت گسترده قبل و بعد از هر بازی حواشی مربوط به آن بازی را که بعضاً از متن مهمتر و تاثیرگذارتر است پوشش رسانه ای دهد.

۵- آندسته از مسئولان شبکه های محلی اورومیه، اردبیل، زنگان که هنوز دلشان برای آذربایجان می تپد باید با رایزنی با مسئولان شبکه ها و با توجه به علاقه مردم به تراختور در صورت امکان زمینه پخش بازیها را از این شبکه ها فراهم آورند.

۶- برادرانی که توانایی تولید سی دی و دی وی دی با موضوع حرکت ملی را دارند باید شده ولو در حد ۱۰۰ عدد سی دی یا دی وی دی تولید و هر هفته در بین جمعیت پخش کنند تا دست به دست گشته و زمینه انتقال اطلاعات بصورت شبکه ای و بدون محوریت خاص را فراهم آورند. در این سی دی ها باید تاکید شود که هر نفر لااقل یک کپی از روی آن تهیه و به یک دوست مورد اعتماد دیگر هدیه کند. موضوع این رسانه ها میتواند اخبار جدید مربوط به حرکت ملی، تاکید بر حقوق اولیه پایمال شده مردم آذربایجان، موسیقی های مهیج و تشجیع کننده، رقص ملی، سرودهای ملی، کتب و مقالات جدیداً منتشر شده با موضوع آذربایجان و غیره باشد.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 3 اسفند 1388    | توسط: pipi pipi    |    | نظرات()